S@eid taghavi:دریای بی محلی ات بر ساحل صبر منم آمد شتافتآنقدر ندیدی ام کز آخرت قسمت نیافتموج هایش هی بزد دست سیلی بر گونه امسنگ هایش هی بزد مشت قوی بر شانه امرحمی کن گاهی نظری کن تو این بخت رفته راشاید از نگاه تو آید همه بخت های منشاید از چشم های تو آید همه اشک های منشرمی کن و بگیر دستهای این درمانده راشاید از دست های توباحس شودسردی دست های مندنیای من فقط باتو میشه بهشتچ جور میشه با این همه بی رغبتی از تو نوشتهر روز دنبال بهانه ک مرا از سر خود باز کنیدنبال چ ایی اینگونه قلمداد کنیاین چ حقی ست تو داری ک سرم داد کنیمیروم گم میشوم آیی ب دنبالم ؛ ولیمن اگر گم میشوم روزی هویدا میشومتو اگر اشتباهی؛ عشقم ک پیدا میشودمیروی ول میکنی خواهی شکست اما ولیتو اگر ن
باشی هم؛ عطرت چه غوغاااا میکندمیدونستم روزی هم؛ بویت ک رسوام میکندگفته بودی ک نری بیرون تنها؛ اینطور برایت بهتر استگوش ندادم رفتمو، گرفتنم ؛سلامتیت؛اینبار رها؛روووحم ک آزاد میشود؟پرسه زدم خیابونا نصفه شبا تو کوچه ها بعدت تا شیشتو بخواب حیف دوتا چشمای نازه عسلیتک بخاد با زل زدن توی گوشیش پی ویِ من اتاق تاریک ولو رو تختبرا یکی مثه منیقرمز بشه..#سعیدتقوی_سرائی+ نوشته شده توسط سعید تقوی سرائی در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶ و ساعت
16:22 | خبرت هست عزیزم؟...
ما را در سایت خبرت هست عزیزم؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:45